ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

3

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

دنبالهء سال صد و شصت و يك بيان حوادث در آن سال نصر بن اشعث عبد اللّه بن مروان را در بلاد شام دستگير كرد ( پنهان بود ) او را نزد مهدى برد و مهدى او را بزندان « مطبق » سپرد . عمرو بن سهله اشعرى ادعا كرد كه او پدرش را كشته . او را بمحاكمه نزد « عافيه » قاضى كشيدند . قاضى پس از محاكمه حكم قصاص داد كه بايد عبد اللّه كشته شود ناگاه عبد العزيز بن مسلم عقيلى رسيد و بقاضى گفت : من پدر او را كشتم . عمرو بن سهلة دروغ گفته او پدرش را نكشته به خدا قسم كسى جز من پدرش را نكشته من بامر مروان او را كشتم . قاضى عبد اللّه را رها كرد . مهدى هم عبد العزيز را تعقيب نكرد زيرا او بامر مروان كشته بود . در آن سال يمامة بن وليد به قصد غزا سوى « صائفه » لشكر كشيد و در محل « دابق » لشكر زد روميان جوشيدند و شوريدند و سپاهى بفرماندهى مخائيل تجهيز كردند و كشيدند كه عده آن هشتاد هزار بود . بدرهء « مرعش » رسيد زد و كشت و و گرفت و برد و ربود و غنايم و اسراء بسيار بدست آورد . ثمامه هم « مرعش » را قصد و محاصره كرد بسيارى از مسلمين كشته شدند . عيسى بن على در قلعه « مرعش » پايدارى كرد روميان ناگزير سوى « جيحان » برگشتند . مهدى بر آن واقعه آگاه شد سخت برآشفت و آماده جنگ روم شد كه اخبار آن جنگ را در تاريخ سنه صد و شصت و دو خواهيم نوشت . در آن سال ديگر جنگى در « صائفه » واقع نشد . ( كه علت عدم وقوع جنگ شكست مسلمين بود ) . در آن سال مهدى دستور داد كه سراهاى راه مكه را سازند و آن سراها بزرگتر از سراهاى سفاح بود . و نيز استخرها احداث كرد . قبل از آن سفاح منزل و كاروانسرا ميان قادسيه و محل « زباله » بنا كرده بود . مهدى دستور داد استخرها و